اهمیت خدمترسانی - نمونه سوالات متوسطه کلیه رشته ها
سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
 
 
نمونه سوالات متوسطه کلیه رشته ها
 
 
 
»» اهمیت خدمترسانی

اهمیت خدمت‌رسانی

اصول و فروع دین اسلام هر کدام به‌نوعی با نهضت خدمت‌رسانی وابسته بلکه هم‌معنا است. در عرصة اصول دین، توحید یعنی اقرار به مبدأ فیاض هستی که تمامی ذرات هستی وام‌دار او در حدوث و بَقایند. عدل، بیان‌گر قانون‌مندی فیض در ممکنات؛ نبوت و امامت، بر ضرورت فیض معنوی هدایت دلالت دارد و معاد، عرصه‌ای برای پاداش نیک‌اندیشان و نیکوکاران و مجازات خائنان به حیات، آرمان‌ها و نیازهای بنیادین بشری است.

در عرصة فروع دین با مفاهیم متنوع دیگری روبروییم. نماز، سرای عرضة نیاز و روزه، هم‌دردی با نیازمندان و حج، متارکه‌ی موقت با دارایی‌های دنیایی و با خودنگری و تمرین هم‌دوشی و هم‌رنگی با عموم و قبول ساده‌ترین شرایط زندگی است و جهاد، ستیز با دشمنان انسان و انسانیت و امر به معروف، ترویج روحیة خدمتگزاری و سودرسانی و نهی از منکر، مبارزه با فرهنگ سودجویی و خیانت به انسان و تولی و تبری، اعلام هم‌بستگی با خدمتگزاران به انسانیت و برائت از دشمنان آن است.

با این تعبیر می‌توان ادعا کرد که اومانیست، تراز مکتب اسلام مکتبی نیست زیرا محور  همه چیز، انسان است؛ اما کدامین انسان؟ انسانی که با خدا معنا و مراد می‌یابد تا آن‌جا که خدا نیز خود را وقف انسان نموده و عالم را به تسخیر او در آورده است: «و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعاً». (جاثیه / 13) یعنی آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است، تمام را مسخر شما گردانید تا از همه‌ی موجودات عالم به علم و عمل بهره‌ی معرفت یابید. اساساً در بیان قرآن کریم، انسان کرامت ذاتی خدادادی دارد: «و لقد کرمنا بنی آدم». (اسرا / 70) یعنی آدمیان را کرامت بخشیدیم. و این کرامت ذاتی، هنگامی که با کرامت اکتسابی انسان در مدار تقوا همراه گردد: «إن أکرمکم عند الله أتقیکم». (حجرات / 13) یعنی گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شما است. آدمی به مقام خلافت الهی ارتقا می‌یابد. در این مرحله، خدای سبحان، همه چیز انسان می‌گردد. تقرب انسان به این درجة متعالی، نوع خدمت‌رسانی خدا را به او تغییر می‌دهد.

به همین دلیل، مفهوم خدمت‌رسانی از مفاهیمی است که در اسلام عالی‌ترین تعابیر در مورد آن در کلام و سخن معصومان علیهم ‌السلام ارائه شده است. در میان تعابیر موجود در منابع روایی در باب خدمت‌رسانی و مصادیق آن، می‌توان به نکات زیر اشاره نمود:

الف) سودمندی و نفع‌رسانی

در مقایسه بین انسان‌ها و تشخیص مزیت‌ها و برتری‌ها، یکی از ملاک‌هایی که روایات و منابع اسلامی در اختیار می‌نهد، روحیة خدمتگزاری به انسان‌ها یا نفع‌رسانی به آن‌ها است.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «احب عباد الله الی الله جل جلاله انفعهم لعباده». (مجلسی، 1404 هـ . ق، ج 77 : 154) یعنی محبوب‌ترین افراد نزد خداوند متعال، کسی است که برای بندگان او سودمندتر باشد.

در روایت دیگری در تبیین این‌که چگونه ممکن است محبوب‌ترین افراد نزد خداوند متعال، نفع‌رساننده‌ترین آنان نسبت به مردم باشند، پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «الخلق عیال الله فاحب الخلق الی الله من نفع عیال الله». (کلینی، بی‌تا،

ج 3 : 239) یعنی همة مردمان، اعضای خانوادة حق تعالی هستند. پس محبوب‌ترین آن‌ها نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود دهد. بنا بر این حدیث، هر کس به این خانواده بیشتر سود رساند، نزد سرپرست این خانواده ارزشمندتر است.

ب) تحمل بار مسئولیت و زحمت دیگران

در روایتی شریف، حضرت رسول(ص) سیادت در میان یک قبیله را از آن کسانی می‌داند که بیشتر به آن قبیله خدمت نمایند: «سید القوم خادمهم». (مجلسی، 1404 هـ . ق، ج 76 : 273) این نوع خدمت‌رسانی، با تحمل بار زحمات مسئولیت و بردباری در قبال انجام درست آن همراه است. در سخن دیگری امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «السید من تحمل اثقال اخوانه و احسن مجاوره جیرانه» (آمدی تمیمی، 1407 هـ . ق، ج 1 : 105) یعنی آقایی و برتری از آن کسی است که بار سنگین زحمات برادران خود را متحمل گردد و با همسایگان خود به نیکویی رفتار نماید.

ج) برآوردن نیاز مؤمن

برخی از آموزه‌های دینی در تبیین اهمیت خدمتگزاری، این کار نیکو را با عبادات مختلف مقایسه و آن‌را برتر از هر عبادتی معرفی می‌نماید.

برای نمونه در روایتی از امام صادق(ع) چنین می‌خوانیم: هر طواف شش هزار حسنه دارد و شش هزار سیئه را محو می‌کند و شش هزار درجه او را بالا می‌برد... و شش هزار حاجت او را روا می‌کند. اما قضای حاجت مؤمن از ده طواف برتر است. (کلینی، بی‌تا، ج 3 : 279)

از سوی دیگر، با آن‌که در دیوان محاسبات الهی همه چیز به‌دقت ثبت و برای هر عملی در دنیا مکافات یا ردّالفعل آن و در آخرت، مجازات یا پاداش آن منظور می‌گردد و در بسیاری از موارد میزان اجر و پاداش از سوی خداوند متعال مشخص و اعلام گردیده است، اما در برخی از اعمال به‌جای تعیین نرخ پاداش، کرم و فضل الهی را مرجع رسیدگی و تعیین پاداش و نرخ عمل می‌داند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «ما قضی مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله تبارک و تعالی: علی ثوابک و لا ارضی لک بدون الجنه» (مجلسی، 1404 هـ . ق، ج 74 : 312) یعنی هیچ مسلمانی در راه خدمت به مسلمانی کوشش نمی‌کند مگر آن‌که خداوند متعال به او ندا می‌دهد که تعیین پاداش تو به عهدة من است و من به کمتر از بهشت برای تو رضایت نمی‌دهم.

سخن دیگری از امام علی(ع) کوشش‌گران در خدمت‌رسانی به خلق را به داشتن ضمانت و اطمینان کامل در روز قیامت، وعده و پاداش شادمان نمودن مؤمن را بهشت می‌داند: «ان لِلّه عباداً فی الارض یسعون فی حوائج الناس هم الامنون یوم القیامه و من ادخل علی مؤمن سروراً فرح الله قلبه یوم القیامه». (کلینی، بی‌تا، ج 3 : 283) یعنی برای خدا در زمین، بندگانی است که برای رفع نیازهای مردم کوشش می‌کنند، اینان روز قیامت در امانند و هر که به مؤمنی شادی رساند، خدا روز قیامت دلش را شادمان سازد.

اگر خدمت یک فرد، جامعه یا مجموعه‌ای را تحت پوشش قرار دهد در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است خداوند به تعداد دریافت‌کنندگان این خدمت، خادمانی را روز قیامت برای ارائه‌کنندة این خدمت، موظف می‌گرداند تا عمل او را جبران نمایند: «ایما مسلم خدم قوماً من المسلمین الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فی الجنه». (همان، بی‌تا، ج 3 : 296) یعنی هر مسلمانی که به جماعتی از مسلمین خدمتگزاری کند، خدا به شمارة آن‌ها در بهشت به او خدمتکار دهد.

حتی اگر کسی نیّت خدمتگزاری به انسانی را داشته باشد اما وسایل انجام این کار برای او مهیا نگردد، به صرف اهتمام به امر خدمت‌رسانی جزو راه‌یافتگان به بهشت قرار می‌گیرد. امام باقر (علیه‌السلام) در این مورد می‌فرمایند: «ان المؤمن لترد علیه الحاجه لاخیه فلا تکون عنده فیهتم بها قلبه فیدخله الله تبارک و تعالی بهمّه الجنه». (همان، بی‌تا، ج 3 : 281) یعنی به مؤمن، برای رفع حاجتی از سوی برادرش بدو مراجعه شود که نمی‌تواند انجام دهد، ولی بدان همت می‌گمارد و دل می‌بندد. خدای تبارک و تعالی او را به سبب همتش به بهشت وارد می‌‌کند.

در برخی روایات دیگر، قضای حاجت مؤمن را موجب حمایت و دعای ملایک و شادمانی پیامبر دانسته است. برای نمونه امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی می‌فرمایند: «تنافسوا فی المعروف لاخوانکم و کونوا من اهله فان للجنه بابا یقال له المعروف لا یدخله الا من اصطنع المعروف فی الحیاه الدنیا فان العبد لیمشی فی حاجه اخیه المؤمن فیوکل الله عزوجل به ملکین واحداً عن یمینه و آخر عن شماله یستغفران له ربه و یدعوان بقضاء حاجته ثم قال: و الله لرسول الله اسر بقضاء حاجه المؤمن اذا وصلت