دستم خالى است - نمونه سوالات متوسطه کلیه رشته ها
سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
 
 
نمونه سوالات متوسطه کلیه رشته ها
 
 
 
»» دستم خالى است

دستم خالى است

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: کُلّ مَعروفٍ صَدَقةٌ هر کار نیکى صدقه به شمار آید.

برخى کارها به اندازه اى ارزشمند است که مَثَل شده است و دیگر کارها را - براى پر ارزش نمودن - به آنها تشبیه مى کنند؛ مانند «صدقه»، قرآن کریم نیز به صدقه تشویق کرده است. حدیث بالا، نشان مى دهد که «ارزش صدقه» تنها در پرداخت پول و متاع نیست، و هر کارى که براى بندگان خدا مفید باشد صدقه به شمار مى آید، اینک نمونه هایى از روایات: 1.پیامبر خداصلى الله علیه وآله مى فرمود: «بر عهده هر مسلمانى است که هر روزى صدقه بدهد.

پرسیدند: چه کسى توان و طاقت این کار را دارد؟ حضرت پاسخ داد: إماطتُک الأذَى عن الطریقِ صَدَقَةٌ، و إرشادُکَ الرَّجُلَ إلَى الطَّریقِ صَدَقَةٌ، و عِیادَتُک المَریضَ صَدَقَةٌ، وأمرُکَ بالمعروفِ صَدَقَةٌ، و نَهْیُکَ عَن المُنکرِ صَدَقةٌ، و رَدُّکَ السَّلام صَدَقَةٌ؛ برداشتن موانع راه که آزار رسان است صدقه است، نشان دادن راه به کسى صدقه است، عیادت بروى صدقه است، امر به معروف کنى صدقه است، نهى از منکر کنى صدقه است، جواب سلام دادنت صدقه است.

2.پیامبرصلى الله علیه وآله: «... و ماوَقَى بِهِ المرءُ عِرضَهُ صدَقةٌ»؛ هر چه آدمى براى حفظ آبرویش هزینه مى کند، صدقه است.

3.پیامبر خداصلى الله علیه وآله: «تبسُّمک فى وَجْهِ أخیک صدقةٌ... و إفراغُکَ من دلوک فى دَلوِ أخیک صدقةٌ»؛ لبخند به روى برادرت صدقه است. و ریختن آب، از ظرف خودت به ظرف برادرت صدقه است.

4.پیامبر خداصلى الله علیه وآله: «تَصَدَّقُوا على أخیکُم بِعِلمٍ یُرشِدُه و رأىٍ یُسَدِّدُهُ»؛ به برادرتان صدقه دهید با دانشى که او را هدایت و رأى و نظرى که او را پابرجا و راهنمایى مى کند. 5.پیامبر خداصلى الله علیه وآله: «الکَلِمةُ الطیّبةُ صَدَقةٌ، و کُلُّ خُطْوَةٍ تَخْطوها إلى الصّلاةِ صَدَقةٌ»؛سخن پاکیزه، صدقه است و هر گامى که به سوى نماز برمى دارى، صدقه است.

6.پیامبر خداصلى الله علیه وآله: «إسماعُ الأصمِّ صَدَقةٌ»؛ فهماندن سخن به ناشنوا، صدقه است.

7.پیامبر خداصلى الله علیه وآله: «والّذى نَفسى بیدهِ ما أنْفَقَ النّاسُ مِن نَفَقَةٍ أحَبَّ مِن قَولِ الخیر»؛ سوگند به خدایى که جانم در دست او است، مردم هیچ چیزى انفاق نکردند که دوست داشتنى تر از سخن نیک باشد. 8.روزى رسول اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: «برترین صدقه، صدقه زبان است.

شخصى پرسید: یا رسول الله، صدقه زبان چیست؟ حضرت فرمود: الشفاعة، تَفُکُّ بها الأسیرَ، و تَحْقُنُ بها الدَّمَ، و تَجُرُّبها المعروفَ إلى أخیک، و تدفَعُ بها الکریهَةَ؛میانجى گرى و وساطت، که با آن اسیرى را آزاد کنى و خونى را - از به ناحق ریخته شدن - حفظ کنى و به برادرت خیرى برسانى و پیشامد ناگوارى را پیشگیرى کنى.

9.رسول خداصلى الله علیه وآله: «ما مِن صَدَقةٍ أفضَلُ مَن قَولِ الحَقّ»؛ هیچ صدقه اى برتر از حق گویى نیست. حدیث هاى دیگرى نیز در این باره هست، براى اختصار این چند حدیث - از باب مشت نمونه خروار - تقدیم شد.

به راستى - طبق حدیث پیامبرصلى الله علیه وآله: «إنّ الخیرَ کثیرٌ، و قلیلٌ فاعلُه» کار خیر فراوان است ولى اندک است آن که توفیق یابد آن را انجام دهد.

یک لقمه در بنى اسرائیل قحطى شدیدى پیش آمد و آذوقه نایاب شد.

زنى لقمه نانى داشت آن را به دهان گذاشت که میل کند، ناگاه گدایى فریاد زد، اى بنده خدا گرسنه ام! زن با خود گفت: در چنین موقعیت سزاوار است این لقمه نان را صدقه بدهم و به دنبال آن، لقمه را از دهانش بیرون آورد و آن را به سائل داد.

زن طفل کوچکى داشت، همراه خود به صحرا برد و در محلى گذاشت تا هیزم جمع کند، ناگهان گرگى جهید و کودک را به دهان گرفت و پا به فرار گذاشت.

فریاد مردم بلند شد، مادر طفل سراسیمه به دنبال گرگ دوید ولى هیچ کدام اثر نبخشید.

همچنان گرگ طفل را در دهان گرفته، به سرعت مى دوید. خداوند ملکى را فرستاد، کودک را از دهان گرگ گرفت و به مادرش تحویل داد.

سپس به زن گفت: آیا راضى شدى لقمه اى به لقمه اى؟ یک لقمه (نان) دادى، یک لقمه (کودک) گرفتى!.

پی نوشت:

خصال صدوق، ص1347، ح145.

رک: بقره (2): 196، 263، 271؛ نساء (3):104؛ توبه (9):103.

میزان الحکمه، ص 3040، ح10374؛ بحارالانوار، ج 75، ص 50، ح 4؛ محدث نورى در این باره یک باب دارد. ر.ک: مستدرک الوسائل، ج 7، ص 242-243، باب 40.

بحارالانوار، ج 96، ص 182، ح 29.158) میزان الحکمه، ج 7، ص 3040، ح10384.

بحارالانوار، ج 75، ص105، ح 40.160) بحارالانوار، ج 83، ص 369، ح 30.

میزان الحکمه ج 7، ص 3040، ح10381.162) محاسن، ج 1، ص 78، ح 41.

بحار الأنوار، ج 76، ص 44، ح 5.

میزان الحکمه، ج 7، ص 3044، ح10398؛ کنزالعمال، ح16324.

بحار الأنوار، ج 96، ص160؛ با شکوفه هاى سخن، ص130.

بحار، ج 96، ص123.

 



نوشته های دیگران (